فصد کردن

فرهنگ معین

( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) رگ زدن، خون گرفتن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) رگ زدن خون گرفتن.

ویکی واژه

رگ زدن، خون گرفتن.

جمله سازی با فصد کردن

💡 یا شبانگه فصد کردند اختران تب زده کآسمان طشت و شفق خون، ماه نشتر ساختند