فریب خوردن

لغت نامه دهخدا

فریب خوردن. [ ف ِ / ف َ خوَرْ / خُرْدَ ] ( مص مرکب ) گول خوردن. فریفته شدن:
کرا در جهان هست هوش و خرد
کجا او فریب زمانه خورد؟فردوسی.فریب گنبد نیلوفری مخور که کنون
اجل چو گنبد گل برشکافت عمدا.خاقانی.نه آیین عقل است و رای و خرد
که دانا فریب مشعبد خورد.سعدی.فریب دشمن مخور و غرور مداح مخر. ( گلستان سعدی ).

فرهنگ معین

(فِ یا فَ. خُ دَ ) (مص ل. ) گول خوردن، فریفته گشتن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) گول خوردن فریفته گشتن.

ویکی واژه

گول خوردن، فریفته گشتن.

جمله سازی با فریب خوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دیدگاه زمینی کازانتزاکیس به مسیح به گونه‌ای است که برای وی احتمال فریب خوردن از شیطان و اسیر وسوسه‌های نفسانی شدن را قائل شده بود. این دیدگاه به فردی که تمامی مسیحیان وی را «خدای مجسم» می‌دانند به شدت کفرآمیز تلقی شد.