لغت نامه دهخدا
فراوند. [ ف َ وَ ] ( اِ مرکب ) چوب گنده ای باشد که در پس درِ کوچه نهند تا در گشوده نگردد. ( برهان ). از: فر ( پیشاوند ) + وند، به معنی بند. ( از حاشیه برهان چ معین ). و رجوع به فدرنگ و فدوند شود.
فراوند. [ ف َ وَ ] ( اِ مرکب ) چوب گنده ای باشد که در پس درِ کوچه نهند تا در گشوده نگردد. ( برهان ). از: فر ( پیشاوند ) + وند، به معنی بند. ( از حاشیه برهان چ معین ). و رجوع به فدرنگ و فدوند شود.
(فَ وَ ) (اِمر. ) چوب بزرگی که پشت در می انداختند تا در باز نشود.
چوب بزرگی که برای جلوگیری از بازشدن در، پشت آن قرار می دهند.
چوب بزرگی که پشت در میانداختند تا در باز نشود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 افراونده، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بروجرد واقع در استان لرستان ایران است.