لغت نامه دهخدا
فراغت خانه. [ ف َ غ َ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) خلوت خانه. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ):
کنیز هوشمند از جای برخاست
فراغت خانه دیگر بیاراست.بیانی ( از آنندراج ).رجوع به فراغت شود.
فراغت خانه. [ ف َ غ َ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) خلوت خانه. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ):
کنیز هوشمند از جای برخاست
فراغت خانه دیگر بیاراست.بیانی ( از آنندراج ).رجوع به فراغت شود.
( ~. نِ ) [ ع - فا. ] (اِمر. ) ۱ - جایی که در آن به عیش و عشرت پردازند. ۲ - جایی که در آن به آسایش پردازند.
( اسم ) ۱ - جایی که در آن باسایش پردازند ۲ - جایی که در آن بعیش و عشرت پردازند فراغت کده.
جایی که در آن به عیش و عشرت پردازند.
جایی که در آن به آسایش پردازند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پریشان بال ماندم در شکنج دام آزادی فراغت خانهای در زیر بال شاهبازم ده