فرا بریدن

لغت نامه دهخدا

فرابریدن. [ ف َ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) به پایان رساندن و سر چیزی را با دقت هم آوردن: [ امیر مسعود ] امیدهای فراوان داد و آن حدیث فرابرید. ( تاریخ بیهقی ).

فرهنگ معین

( ~. بُ دَ ) (مص م. ) ۱ - به پایان رساندن. ۲ - مسکوت گذاشتن مطلب یا کاری.

فرهنگ فارسی

۱ - بپایان رساندن ۲ - مسکوت گذاشتن مطلب یا کاری.

ویکی واژه

به پایان رساندن.
مسکوت گذاشتن مطلب یا کا

جمله سازی با فرا بریدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفت: نشان توحید چیست؟ گفت: آنچه بود هست کردن و آنچه پس از آن آوردند بیفگندن، و از خاندان هجرت کردن، و از کسان خویش، فرا بریدن.

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
شکوه یعنی چه؟
شکوه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز