کلمهی «فایق» در زبان فارسی به معنای برتر، بالاتر و پیشرو نسبت به دیگران است. این واژه برای توصیف کسی به کار میرود که در تواناییها، دانش، مهارت یا فضایل اخلاقی از دیگران ممتاز باشد. فایق بودن میتواند در زمینههای علمی، هنری، ورزشی یا اجتماعی مشاهده شود و نشاندهنده موفقیت و توانمندی است. این واژه همچنین گاهی به معنای غالب یا پیروز در رقابت و تلاش به کار میرود. در ادبیات فارسی، فایق به شخص یا چیزی گفته میشود که در میان همتایان خود برجسته و ممتاز باشد. واژهی فایق ریشه در زبان عربی دارد و در فارسی معنای برتری و ممتاز بودن را حفظ کرده است.
فایق
لغت نامه دهخدا
فایق. [ ی ِ ] ( اِخ ) روستایی است، و از آن روستاست قریه ماودانه. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. چیره، مسلط.
* فایق آمدن (شدن ): چیره شدن، برتری یافتن.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - برگزیده بهترین هر چیز ۲ - غالب مسلط چیره.
روستایی است و از آن روستاست قریه ماودانه.
فرهنگ اسم ها
معنی: دارای برتری، مسلط، فائق، چیره، عالی، برگزیده
ویکی واژه
مسلط شونده، چیره شونده.
نیکو و برگزیده از هر چیزی.
جمله سازی با فایق
نیست از مردی عجوز دهر را گشتن زبون زن که فایق گشت بر شوهر به معنی شوهر است
عجب چبود؟آنکه نفس شوم کید خویشتن فایق نهد بر عمر و زید
تا تو در بند سری از همه کس پست تری زیر پا سر چو نهی بر همه فایق باشی
لسانالحق بود انسان فایق که باشد مظهر او بر اسم ناطق
از یمن مدحت وی نظم محیط به شکست نرخ نبات مصری بازار شهد فایق