فالیز

لغت نامه دهخدا

فالیز. ( اِ ) معرب پالیز. خربزه زار را گویند. ( آنندراج ):
یکی را زمین نیستانست و شوره
یکی کشت و فالیز و شدیار دارد.ناصرخسرو.رجوع به پالیز شود.

فرهنگ عمید

= پالیز

جمله سازی با فالیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به‌سبب این عارضهٔ خطرناک آژانس دارویی اروپا و سازمان غذا و داروی آمریکا پیشنهاد کردند که عرضهٔ این دارو به بازارهای اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا تعلیق شود. در آوریل ۲۰۰۹ میلادی، شرکت دارویی جننتک به‌صورت داوطلبانه افالیزومب را از بازار دارویی ایالات متحده آمریکا جمع‌آوری نمود.

💡 گلزر سماحت شده در عهد تو بیخار فالیز عدالت شده از جهد تو بی‌خو

💡 آسیاب آبی چاه فالیز مربوط به دوره صفوی است و در بجستان، روستای چاه فالیز واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ اسفند ۱۳۸۳ با شمارهٔ ثبت ۱۱۵۱۳ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 افالیزومب به سبب نقش احتمالی‌اش در بروز عفونت‌های کشندهٔ مغزی در سال ۲۰۰۹ میلادی از بازارهای دارویی جمع‌آوری شد.

💡 خام است و بی طراوت و بی مغز و بی مزه فالیز بهمن آورد این گونه میوه بار

💡 فالیزوان بدان که: سه خرار و چار و پنج ما را بخدمت تو براتست خربزه

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
قلقلک یعنی چه؟
قلقلک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز