غزیر. [ غ َ ] ( ع ص ) بسیار از هر چیزی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). الکثیرمن کل شی ٔ. یقال: مطر غزیر و علم غزیر و حفظ غزیر. ( اقرب الموارد ). وافر. || اشتر بسیارشیر. ( مهذب الاسماء ). ج، غِزار. ( المنجد ) ( مهذب الاسماء ).
غزیر. [ غ َ ] ( اِخ ) شهری است در لبنان واقع در کسروان. در آن آثاری از بنی عساف به یادگار مانده است. ( از اعلام المنجد ).
(غَ ) [ ع. ] (ص. ) بسیار از هر چیز، وافر.
فراوان و بسیار از هر چیز.
فراوان وبسیارا هرچیز
( صفت ) بسیار از هر چیز وافر.
شهریست در لبنان واقع در کسروان در آن آثاری از بنی عساف بیادگار مانده است
بسیار از هر چیز، وا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کس ندیدست در آفاق و ندادست نشان به غدیر اندر پوشیده شده بحر غزیر
💡 نه با علوّ قدر تو گردون بود بلند نه با کمال فضل تو دریا بود غزیر
💡 دل و ضمیر تو ماند همی به لؤلؤ تر میان لؤلؤ لالا توراست بحر غزیر
💡 ای نم دست شهنشاه ندانم به چه مانی تو نمی بیش نباشی و خجل یم غزیرت
💡 قیاس شاه چو ابر و محامدش چو سرشک ضمیر ما چو صدف شاعری چو بحر غزیر
💡 جواب داد که از طبع تو گهر نه عجب که هست طبع تو درمدح او چو بحر غزیر