غرامات
مترادفها
جریمه، خسارت، تاوان
لغت نامه دهخدا
غرامات. [ غ َ ] ( ع اِ ) ج ِ غرامة. ( اقرب الموارد ). رجوع به غرامة و غرامت شود.
فرهنگ معین
( غ َ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ غرامت.
فرهنگ عمید
= غرامت
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - آنچه ادایش لازم باشد دادن عین یا وجه مال مفقود یا ضایع شده تاوان جمع: غرامات. ۲ - ( اسم ) مشقت ضرر. ۳ - پشیمانی. ۴ - عذاب.
جمله سازی با غرامات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آلمان پس از جنگ جهانی اول به وسیله معاهده ورسای تحقیر شد و به موجب این قرارداد آلمان نه تنها مقصر آغاز جنگ جهانی اول شناخته شد بلکه مجبور شد بخشی از خاک خود را برای همیشه از دست بدهد به علاوه غرامات بسیار سنگینی پرداخت کند. همچنین خلع سلاح بسیار شدیدی بر ضد این کشور اعمال شد. این سلسله تحقیرها که بهطور حتم مسبب اصلی آن متفقین بودند به همراه برخی شرایط دیگر از جمله ناآرامیهای مدنی نسبت به گروههای مارکسیستی، رکورد بزرگ اقتصادی و تورم شدید، واکنش در برابر لیبرالیسم به دلیل سیاستهای نادرست جمهوری وایمار و بدبین کردن مردم از نظام پارلمانی شرایط را برای رشد و قدرتگیری حزب ملی سوسیالیست کارگران آلمان فراهم کرد.
💡 دادگاه پس از بررسی دقیق مدارک موجود، حکم به پرداخت غرامات سنگین به زیاندیدگان در اثر تخلفات زیستمحیطی شرکت بزرگ صنعتی صادر کرد.
💡 در قراردادهای تجاری بینالمللی، معمولاً بندی برای پرداخت غرامات در صورت عدم رعایت دقیق شرایط و تأخیر در تحویل کالاها پیشبینی میشود.
💡 قانون جدید برای جلوگیری از تخلفات مالی، مقرر کرده است که هرگونه کلاهبرداری در معاملات بانکی منجر به دریافت غرامات مضاعف از متخلفان خواهد شد.