غایط

لغت نامه دهخدا

غایط. [ ی ِ] ( ع اِ ) غائط. مقابل بول. براز. مدفوع. گه. گوه. ککه. پلیدی. عذره. حدث مردم. نجاست. || زمین پست فراخ و کنایه از پلیدی مردم است بدان جهت که وقت قضای حاجت به طرف زمین پست روند. ( منتهی الارب ).

فرهنگ معین

(یَ ) [ ع. غائط ] (اِ. ) ۱ - زمین پست. ۲ - مدفوع انسان.

فرهنگ عمید

۱. سرگین، پلیدی انسان.
۲. [قدیمی] زمین پست، مغاک.
۳. [قدیمی] موضع قضای حاجت.

فرهنگ فارسی

زمین پست، مغاک، موضع قضائ حاجت، سرگین، پلیدی انسان، درفارسی غایطمیگویند
( اسم ) ۱ - زمین پست فراخ. ۲ - سرگین آدمی پلیدی انسان براز.

ویکی واژه

غائط
زمین پست.
مدفوع انسان.

جمله سازی با غایط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 میانجی گشته بین بول و غایط کندگاهی تدین را حمایت

💡 چنان که بزرگی گفته که هرگز عملی نکرده ام که مضایقه از اطلاع مردم بر آن داشته باشم، مگر مواقعه با اهل خودم و دفع بول و غایط.

💡 گند سرگین ز گند غایط کم کاین یک از رُستنی‌‎ست و آن از دَم

تازیانه یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز