عناء

لغت نامه دهخدا

عناء. [ ع َ ] ( ع مص ) رنج دیدن. ( از منتهی الارب ). || بندی گردیدن. ( ازمنتهی الارب ) ( آنندراج ). اسیر گشتن. ( از اقرب الموارد ). || رویانیدن زمین گیاه را. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || شمیدن. ( از منتهی الارب ). بوییدن. ( از اقرب الموارد ). || پدید آمدن گیاه. ( از منتهی الارب ). || ضبط آب کثیر نتوانستن مشک، پس برآمدن آب. || فرودآمدن کارها بر کسی. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || سخت و شاق گشتن کار بر کسی. ( از اقرب الموارد ). || فروتنی و خواری نمودن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). خضوع و فروتنی. ( ناظم الاطباء ). || آشکارا کردن. ( از منتهی الارب ). ظاهر گردانیدن. ( از اقرب الموارد ). || برآوردن چیزی را. || ( اِ ) رنج. ( از منتهی الارب ). رنج و مشقت. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
عناء. [ ع ِ ] ( ع مص ) منازعت کردن با کسی. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || رنجانیدن. || رنج کشیدن. ( ناظم الاطباء ). معاناة. رجوع به معاناة شود.

فرهنگ معین

(عَ ) [ ع. ] (اِ. ) رنج، زحمت، دردسر.

ویکی واژه

رنج، زحمت، درد

جمله سازی با عناء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ولیک مقصد من آن بود که عرضه دهم عناء طبع پریشان بنزد رای رفیع

💡 اذالبلاء به روحی دنا فقلت تفضل اذالعناء لقلبی دعا فقلت تقدم

💡 شاید اگر گویمش که از پس شش ماه صرت کما کنت و العناء زیاده

💡 شاه آفتاب حضرت چرخست بنده آب زان مدتی چو آب عناء سفر کشید

💡 هرکرا آرزوی ملک سکندر باشد از عناء سفرش چاره نباشد ناچار

گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز