علامت اصلی
مترادفها
نشانه اصلی
فرهنگستان زبان و ادب
{main signal, running signal} [حمل ونقل ریلی] علامت نوری رنگی ای که نمای حرکت یا توقف قطار است
ویکی واژه
علامت نوری رنگیای که نمای حرکت یا توقف قطار است.
جمله سازی با علامت اصلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 علامت اصلی نصب، فَتحِه (ــَـ) است، ولی در موارد زیر «الف»، «یاء» و «کسره» جانشین فتحه میشود.
💡 در طراحی این لوگوی جدید، استفاده از رنگ آبی تیره به عنوان علامت اصلی، قصد دارد هویت حرفهای و اعتمادآفرین شرکت را به مشتریان منتقل کند.
💡 شناسایی علامت اصلی در این نقشه قدیمی بسیار دشوار بود، زیرا بسیاری از مسیرها و نشانهها به مرور زمان بر اثر عوامل طبیعی از بین رفته بودند.
💡 در تحلیل نمودارهای اقتصادی، تغییر ناگهانی در روند صعودی قیمتها میتواند علامت اصلی برای شروع یک بحران مالی یا تغییر در سیاستهای پولی باشد.