عطفی

لغت نامه دهخدا

عطفی. [ ع َ فا ] ( ع ص ) خمیده و معطوف. قوس عطفی یعنی کمان خمیده و معطوف. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

خمیده و معطوف گویند قوس عطفی یعنی کمان خمیده و معطوف

فرهنگستان زبان و ادب

{conjunctive} [ریاضی] مربوط به ترکیب عطفی

جمله سازی با عطفی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 انتشار «تریلر مایکل جکسون» نقطهٔ عطفی در صنعت موسیقی بود و انقلابی در آن ایجاد کرد. «تریلر مایکل جکسون» باعث افزایش اهمیت موزیک ویدئوها شد به همین دلیل از آن به عنوان «بهترین موزیک ویدئو برای همیشه» یاد می‌شود.

💡 به‌اعتقاد برن هایمر، امامتِ هادی، نقطهٔ عطفی در تاریخِ شیعه محسوب می‌شود؛ به این دلیل که با سکونتِ او در سامرا، رهبریِ مستقیمِ شیعیان توسط امامانِ شیعه به پایان رسید.

برآمد یعنی چه؟
برآمد یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز