عطایا

لغت نامه دهخدا

عطایا. [ ع َ ] ( ع اِ ) ج ِ عطیّه. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). دهشها و بخشیده شده ها. ( از آنندراج ). رجوع به عطیة شود: از صلت و عطایاء او به حظی وافر و نصیبی کامل متحظی شد. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 214 ).

فرهنگ معین

(عَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ عطیه، بخشش ها، هدیه ها.

فرهنگ عمید

= عطیه

فرهنگ فارسی

جمع عطیه
( اسم ) جمع عطیه بخششها انعام ها.

ویکی واژه

جِ عطیه؛ بخشش‌ها، هدیه‌ها.

جمله سازی با عطایا

💡 رایگان برافشانند، خسروان عطایا را نقّلوا مطایاکم، یا کرامَ جیرانی

💡 که ناگهان ز عطایای کردگار غفور فکند بر سر من سایه قبه از نور

💡 ای دوست قدر آفتاب، آفتاب داند «إِنَّما یَعْرِفُ الفَضْلَ لِإَهل الفَضْلِ الْفضلاءُ». رخت سلطان هم اسبان سلطان کشند «لایَحْمِلُ عطایا الملوکِ إِلَّا مَطایا المُلوُک». اگر تازی نمیدانی چنین میگویم:

💡 فیض را گر دادهٔ شوق بیحد دادهٔ عشق سرمد دادهٔ من عطایاک فزد

💡 ارمنی‌های مقیم ترکیه و روسیه و ایران بدون ارتباط و تماس با یکدیگر زندگی می‌کردند بعد از نیمه سده نوزدهم جریانی از همکاری و تعاون در میان آنان آغاز گردید. از جمله ارمنیان روسیه با دادن عطایا و کمک‌های مالی در تأسیس شبکه مدارس ارمنی در ارمنستان غربی بسیار یاری و همکاری کردند.

💡 پادشاهی بر یکی از نزدیکان خویش خشم گرفت. وزیرش نام وی از دفتر عطایا بینداخت. پادشاه گفت: وی را همان گونه بگذار. تا خشم من همتم را فرود نیاورد.

بشنیدن یعنی چه؟
بشنیدن یعنی چه؟
نیزه یعنی چه؟
نیزه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز