«عسعس» واژهای عربی است که در متون لغوی و قرآنی به کار رفته و معنای اصلی آن «نیمه تاریک شدن شب» یا تاریکی رقیق و مختصر است که در ابتدا و انتهای شب دیده میشود. این کلمه از ماده «عسعسة» مشتق شده و به معنای روی آوردن شب یا رفتن آن نیز به کار میرود، یعنی زمانی که شب کمکم میآید یا از آسمان کنار میرود. در برخی فرهنگها و متون، این واژه به صورت صیغه ماضی هم آمده و برای توصیف تاریک شدن هوا یا شب به کار میرود و کاربرد شعری و ادبی نیز دارد. واژه «عسعس» در لغتنامهها به عنوان نام حیوانات نیز ذکر شده است؛ مثلاً به معنی گرگ، گرگی که در شب به دنبال شکار است و یا حتی خارپشت به دلیل شبگرد بودن. در ادبیات و شعر فارسی، کلمه «عسعس» برای نشان دادن لحظات نیمهتاریک شب به کار رفته و حال و هوایی شاعرانه و تصویری زیبا در ذهن خواننده میآفریند.
عسعس
لغت نامه دهخدا
عسعس. [ ع َ ع َ ] ( ع اِ ) گرگ. ( منتهی الارب ). ذئب. ( فهرست مخزن الادویة ). گرگ که در جستجوی شکار باشد در شب. ( از اقرب الموارد ). || خارپشت، بدان جهت که شبگرد میباشد. ( منتهی الارب ). گوئی مفرد عَساعِس است بمعنی خارپشتان. ( از اقرب الموارد ). ج، عَساعِس. ( منتهی الارب ).
عسعس. [ ع َ ع َ ] ( از ع، ص ) صیغه ماضی از مصدر عسعسة است به معنی تاریکی درآوردن شب. ( از غیاث اللغات ). و در فارسی با توجه به مورد استعمال آن در قرآن کریم، بعنوان صفتی برای شب بکار رفته است:
ایمان به وجود تو جدا گشت ز کفران
چون روز درخشنده جدا از شب عَسْعَس.ناصرخسرو.و رجوع به عسعسة شود.
عسعس. [ ع َ ع َ ] ( اِخ ) جایگاهی است در بادیه. و گویند کوهی است طویل دریک فرسخی ماورای ضریة ازآن ِ بنی عامر. و آن را کوهی ازآن ِ بنی دُبَیر در بلاد بنی جعفربن کلاب دانسته اند که در پایه آن آب ناصفة واقع است. ( از معجم البلدان ).
- دارة عسعس؛ ازآن ِ بنی جعفر است. ( از معجم البلدان ).
عسعس. [ ع َ ع َ ] ( اِخ ) ابن سلامة، مکنی به ابوصعدة. صحابی است. ( از منتهی الارب ). و رجوع به ابوصعدة شود.
عسعس. [ ع ُ ع ُ ] ( ع اِ ) بازرگانان آزمندو حریص. || آوندهای کلان. ( منتهی الارب ).
فرهنگ معین
(عَ سْ عَ ) [ ع. ] ۱ - (مص ل. ) تیره و تاریک شدن. ۲ - (اِ. ) گرگ.
فرهنگ فارسی
بازرگانان آزمند و حریص آوند های کلان
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی عَسْعَسَ: نیمه تاریک می شود (عسعسه هم به رو آوردن شب اطلاق میشود، و هم به رفتن آن. پس عسعسه و عساس به معنای تاریکی مختصر است، نظیر تاریکی اول مغرب و قبل از آفتاب )
ریشه کلمه:
عسعس (۱ بار)
«عَسْعَسَ» از مادّه «عسعسة» در اصل به معنای تاریکی رقیق است و از آنجا که در ابتدا و انتهای شب تاریکی رقیق تر می شود، این معنا در مورد روی آوردن یا پشت کردن شب به کار می رود، و اطلاق کلمه «عَسَسَ» به مأموران شب گرد، نیز به همین مناسبت است.
. راغب گفته: عسعسه و عساس رقیق شدن تاریکی است و آن در اول و آخر شب است و «عسعس اللیل» را بدین جهت آمدن و رفتن شب معنی کرده که در هر دو حالت تاریکی رقیق است. به نظرالمیزان به قرینه «وَالصُّبْحِ اَذا تَنَفَّسَ» آن را رفتن شب معنی کردن بهتر است. یعنی: قسم به شب آنگاه که برود و قسم به روز آن گاه که امتداد یابد، این قرآن گفته فرستاده محترم (جبرئیل) است. در نهایه گوید: «فی حَدیثِ عَلِیٍّ علیه السلام اَنَّهُ قامَ فی جَوْفِ اللَّیْلِ لِیُصَلّی فَقالَ وَ اللَّیْلِ اِذا عَسْعَسَ» آن گاه آن را آمدن و رفتن شب گفته است این کلمه در کلام الله فقط یکبار آمده است.
ویکی واژه
تیره و تاریک شدن.
گرگ.
جمله سازی با عسعس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پی هر خزان اندر آرد بهار اذا عسعساللیل کادالنهار
💡 شد کمال آیت زوال ای دل عسعس اللیل کادت الاسحار
💡 چون شب تاریک لیل عسعسه هر زمان میکرد بروی وسوسه