عزایم

فرهنگ معین

(عَ یِ ) [ ع. عزائم ] (اِ. ) ج. عزیمه. ۱ - ارادة ثابت و محکم. ۲ - افسون ها و دعاهایی که بر بیماران برای شفا یافتن می خوانند.

فرهنگ عمید

= عزیمت

فرهنگ فارسی

جمع عزیمه به معنی اراده ثابت وموکد، افسونهاودعاهائی که بربیماران بخوانندبرایشفایافتن آنها
جمع عزیمت ۱ - افسون ها. ۲ - دعا هایی که بر بیماران خوانند تا شفا یابند.

ویکی واژه

عزائم
عزیمه.
ارادة ثابت و محکم.
افسون‌ها و دعاهایی که بر بیماران برای شفا یافتن می‌خوانند.

جمله سازی با عزایم

💡 ره رو چنان به عشق که نبود خبر تو را از سخنی عزایم و آسانی رخص

💡 چون امیران جمله خودترسان شدند جمله پیش آن عزایم خوان شدند

💡 امضا دهد عزایم قدر ترا قضا اجراکند اوامر امر ترا قدر

💡 بعیّاری حکیمم نه بهایم به ایشان در دمم من صد عزایم

💡 در عزایم ناله‌مات الغریب از دل برآرد هر که درغربت بمیرد نزد کس حرمت ندارد

💡 بعد از آن شخصی عزایم خوان رسید گفت او را سایهٔ دیوان رسید

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
سعادت یعنی چه؟
سعادت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز