عرایض

این واژه در زبان فارسی دارای دو معنی اصلی است:

عرایض جمع عرض به معنی گفتار یا سخن:

در محافل رسمی، این واژه به سخنانی اشاره دارد که افراد در جمع‌های عمومی یا جلسات رسمی بیان می‌کنند. این گفتار می‌تواند شامل نظرات، تحلیل‌ها و پیشنهادات باشد. به عنوان مثال، در یک جلسه شورای شهر، اعضای شورا ممکن است عرایض خود را درباره مسائل شهری مطرح کنند.

عرایض جمع عریضه به معنی نامه:

همچنین، عرایض به معنای عریضه نیز می‌باشد. عریضه نامه‌ای است که فردی به مقام بالاتر از خود، مانند مدیر، رئیس یا مسئول می‌نویسد. در این نامه، نویسنده به بیان مشکلات، درخواست‌ها یا پیشنهادات خود می‌پردازد. به عنوان مثال، یک دانش‌آموز ممکن است عریضه‌ای به مدیر مدرسه بنویسد و در آن درخواست مساعدت در زمینه‌ای خاص را مطرح کند.

لغت نامه دهخدا

عرایض. [ ع َ ی ِ ] ( ع اِ ) عَرائِض. ج ِ عریضة. رجوع به عریضة شود.
عرایض. [ ع َ ی ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان خین بخش مرکزی شهرستان خرمشهر، واقع در دشت. گرمسیر و مرطوب است. 500 تن سکنه دارد. آب آن از شطالعرب تأمین میشود. محصولات آن خرما است. شغل اهالی زراعت است. صنایع دستی آنها حصیربافی است. ساکنین از طایفه عرایضی هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ معین

(عَ یِ ) [ ع. عرائض ] (اِ. ) جِ عریضه.

فرهنگ عمید

= عریضه

فرهنگ فارسی

جمع عریضه
۱ - ( صفت ) مونث عریض. ۲ - نامه ای که کوچکتر به بزرگتر نویسد. ۳ - در خواست نامه عرض حال جمع عرایض عریضیجات.
دهی است از دهستان خین بخش مرکزی شهرستان خرمشهر واقع در دشت گرمسیر و مرطوب است

ویکی واژه

عرائض
جِ عریضه.

جملاتی از کلمه عرایض

به کمیسیون عرایض چه کنم شکوه ز تو که همه حالِ منِ بیدلِ شیدا دارند
عرض می‌شود، اگر چه امکاناتی برای عرایضم نمانده ولی صلاح دین و ملت برای این خادم اسلام بالاتر از احساسات شخصی است و علی‌رغم غرض‌ورزی‌ها و بوق و کرنای تبلیغات شما، خودتان بهتر از هر کس می‌دانید که همِّ و غم در نگهداری دولت جنابعالی است، که خودتان به بقاء آن مایل نیستید.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم