طوماری. ( ص نسبی ) منسوب به طومار. || خط و قلم جلی. مقابل غباری.
طوماری. ( اِخ ) عیسی بن محمدبن احمدبن عمربن عبدالملک بن عبدالعزیربن جریج، مکنی به ابوعلی ( 262 - 360 هَ. ق. ). اهل بغداد است و چون صحبت ابوالفضل بن طومار هاشمی دریافت به طوماری مشهور گشت. وی از ثعلب و مبرد روایت کند. ( المعرب جوالیقی حاشیه ص 36 ).
عیسی بن محمد بن احمد بن عمر بن عبدالملک بن عبدالعزیز بن جریج مکنی به ابو علی محدث ( و. ۲۶۲ -ف. ۳۶٠ ه.ق. ). وی از مردم بغداد است و چون صحبت ابوالفضل بن طومار هاشمی را دریافت به [ طوماری ] مشهور گشت. او از ثعلب و مبرد روایت کند ( لغ. )
( صفت ) ۱ - منسوب به طومار. ۲ - خط و قلم جلی مقابل غباری.
{scroll} [سینما و تلویزیون] نوعی عنوان بندی که به صورت افقی یا عمودی از طرفی به طرف دیگر حرکت می کند متـ. عنوان بندی طوماری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از کمالاتش که نتوان حصر جستم شمهای از ادیب عقل طوماری گشود و دفتری
💡 سوخت اوراق دل از اخگر پنداری چند ماند خاکستری از دفتر و طوماری چند
💡 هر که چون موج سراب آمد به این وحشت سرا صائب از طول امل طوماری انشا کرد و رفت
💡 دل چو طوماری ست در هر پیچ او صد حرف شوق خواهمش از رشته جان بست بر بازوی تو
💡 مدّ احسانی که گردون بر سر ما میکشد هست طوماریکه دارد مُهر عنوانش ز سنگ