لغت نامه دهخدا
طغراکش. [ طُ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) آنکه امر طغرا کشیدن بر سر فرامین و احکام برعهده او محول باشد. طغرانویس. طغرائی:
ای که انشاء عطارد صفت شوکت تست
عقل کل چاکر طغراکش دیوان تو باد.حافظ.
طغراکش. [ طُ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) آنکه امر طغرا کشیدن بر سر فرامین و احکام برعهده او محول باشد. طغرانویس. طغرائی:
ای که انشاء عطارد صفت شوکت تست
عقل کل چاکر طغراکش دیوان تو باد.حافظ.
( ~. کَ یا کِ ) [ تر - فا. ] (ص فا. ) نویسندة طغراء بر سر نامه ها و فرمان ها.
کشندۀ طغرا، کسی که کارش نگاشتن طغرا بر سر فرمان ها و نامه های پادشاه وقت بوده، طغرانویس: ای که انشای عطارد صفت شوکت توست / عقل کل چاکر طغراکش دیوان تو باد (حافظ: ۲۲۴ ).
آنکه امر طغراکشیدن بر سر فرامین و احکام برعهده او محول باشد طغرانویس.
( صفت ) دبیری که هنر نوشتن خطوط قوسی طغرا را نیکو می دانسته و مامور این وظیفه بوده است طغرائی طغرا نویس.
نویسندة طغراء بر سر نامهها و فرمانها.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طغراکش فرمان قضا و قدر خویش بی دست و قلم کرد همان امر قدم را
💡 به صد فرمانبری مسند بر خاصان او خاقان به صد منتکشی طغراکش احکام او طغرل
💡 ای که انشای عطارد صفت شوکت تست عقل کل چاکر طغراکش دیوان تو باد
💡 شاه سلطان حمزه خاقان قضا فرمان که هست کمترین طغراکش احکام او طغرل تکین
💡 طغراکش این فراقنامه این رشحه برون دهد ز خامه
💡 چون قلم بگرفته بر منشور شه طغراکشی شاخ طوبی را بود با نقش مانی اتصال