طشت دار
لغت نامه دهخدا
طشتدار. [ طَ ] ( نف مرکب ) نگهبان و متصدی طشتخاناه یاطشتخانه. || مستخدم محافظ رخت کن یا جایگاه البسه. ( دزی ج 2 ص 44 ): انوشتکین، طشتدار ملکشاه بن الب ارسلان و شحنه خوارزم بود. رجوع به تشتدار شود.
طشتدار. [ طَ ] ( اِخ ) لقب احمد معتمد. رجوع به تاریخ بیهقی چ فیاض ص 72 شود.
فرهنگ معین
(طَ ) (ص فا. ) = طشت دارنده: ۱ - خادمی که جهت شستن دست ها آب می ریزد. ۲ - نگهبان و متصدی طشت خانه.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - خادمی که جهت شستن دستها آب می ریزد. ۲ - نگهبان و متصدی شت خانه.
ویکی واژه
طشت دارنده:
خادمی که جهت شستن دستها آب میریزد.
نگهبان و متصدی طشت خانه.
جمله سازی با طشت دار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فلک زان میدود با طشت خورشید که هست از دیرگاهی طشت دارت
💡 هر روز طشت دار فلک دست شوی را آب حیات و طشت زر آرد ز خاورم