طرنب
لغت نامه دهخدا
طرنب. [ طُ رُمْب ْ ] ( اِ ) بمعنی خودنمائی است و آن را طاق و طرنب نیز گویند، طمطراق هم به همین معنی است. وقتی در عالم صحبت گفته ام:
ای احمق تا به چندت این طاق و طرنب
چون دیو همی غریو و چون رعد غرنب
داری شکمی زیاده پر همچون خنب
گاوی به صفت ولی نداری سم و دنب.( از آنندراج ).و رجوع به طاق و طرنب شود.
فرهنگ معین
(طُ رُ ) (اِ. ) خودنمایی.
فرهنگ عمید
= طاق١ * طاق و طرم
فرهنگ فارسی
( اسم ) خود نمایی طاق و طرنب
ویکی واژه
خودنمایی.
جمله سازی با طرنب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غلغل و طاق و طرنب و گیر و دار که نمیبینم مرا معذور دار
💡 طاق و طرنب فقر و فنا هم گزاف نیست هر جا که دود آمد بیآتشی نبود
💡 ما ببوش و عارض و طاق و طرنب سر کجا که خود همی ننهیم سنب
💡 صدق نگر بینفاق وصل نگر بیفراق طاق طرنبین و طاق طاق شوم کان رسید
💡 کم کن این کبر و طمطراق که نیست طاقت این طرنب و این طاقم
💡 دست زنان جمله و گویان بلاغ طاق و طرنبین و طرنبین و طاق