لغت نامه دهخدا
طرفداری. [ طَرَ دا ] ( حامص مرکب ) جانب داری. حمایت. ( آنندراج ).
طرفداری. [ طَرَ دا ] ( حامص مرکب ) جانب داری. حمایت. ( آنندراج ).
۱. [مجاز] جانب داری، حمایت.
۲. نگهبانی از مرزها و نواحی.
عمل و شغل طرفدار.
جانب داری حمایت
tifo
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فردید بعد از انقلاب اسلامی از این انقلاب طرفداری کرد و روشنفکران را مورد انتقادات تند قرار میداد. او طی یک سخنرانی گفت:
💡 این ائتلاف ادعای طرفداری از اسلامگرایی، برابری اجتماعی، سادهزیستی، فنسالاری و مساواتخواهی را داشت.
💡 او در جریان مشروطه از مشروطه طرفداری میکرد و پس از استقرار مشروطه به گروه مشروطه خواهان پیوست. وی در دورهٔ سوم مجلس شورای ملی از سوی مردم ساری به نمایندگی انتخاب شد.