طحان

لغت نامه دهخدا

طحان. [طَح ْ حا ] ( ع ص ) آسیابان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). آسیاگر. || المنبسط من الارض. ( اقرب الموارد ). زمین خوار و هموار.
طحان. [ طَح ْ حا ] ( اِخ ) بنابر گفته سمعانی جمعی از مشاهیر و افاضل رجال به نام طحان معروف بوده اند و بدین اسم نسبت داده میشده اند. ( انساب سمعانی ).

فرهنگ معین

(طَ حّ ) [ ع. ] (ص. ) آسیابان.

فرهنگ عمید

آسیابان، آردفروش.

فرهنگ فارسی

آسیابان، آردفروش
بنابر گفته سمعانی جمعی از مشاهیر و افاضل رجال بنام طحان معروف بوده اند و بدین اسم نسبت داده میشده اند.

ویکی واژه

آسیابان.

جمله سازی با طحان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مباش سخت که تو گندمی و من طحان مکن ستیزه که تو اشتری و من جزار

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز