طاق و طارم
لغت نامه دهخدا
طاق و طارم. [ ق ُ رُ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) از اتباع است: نقل است که یک شب هارون الرشید فضل برمکی را که یکی از مقربان بود گفت که امشب مرا ببر مردی بر که مرا بمن نماید که دلم از طاق و طارم تنگ آمده است. ( تذکرةالاولیاء ج 1 ص 277 ). رجوع به طاق و طرنب شود.
فرهنگ معین
(قُ رُ ) (اِمر. ) = طاق و طرنب. طاق و ترنب. طاق و ترم: کروفر، طمطراق، فر و شکوه.
فرهنگ فارسی
( اسم ) کرو فر طمطراق فروشکوه: نقل است که یک شب هارون الرشید فضل برمکی را... گفت که امشب مرا ببرمردی بر که مرا بمن نماید که دلم از طاق و طارم تنگ آمده است.
ویکی واژه
طاق و طرنب. طاق و ترنب. طاق و ترم: کروفر، طمطراق، فر و شکوه.
جمله سازی با طاق و طارم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بگذر ز چرخ طبع که بستان سرای انس برتر ز طاق و طارم این سبز منظر است
💡 گفت ای سلطان عالم آمده پای تا سر طاق و طارم آمده