ضرب کردن
مترادفها
کوبیدن، زدن، ضربه زدن
متضادها
نوازش کردن، لمس کردن
فرهنگ معین
(ضَ. کَ دَ ) [ ع - فا. ] ۱ - (مص م. ) دریدن، شکافتن. ۲ - انجام دادن عمل ضرب.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - دریدن شکافتن. ۲ - زدن.
ویکی واژه
moltiplicare
دریدن، شکافتن.
انجام دادن عمل ضرب.
جمله سازی با ضرب کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این روش ضرب کردن همان روشی است که در مدارس به دانشآموزان تدریس میشود. این روش برای ضرب اعداد بزرگ در هم کارآمد است.
💡 شیوهای برای ضرب کردن است که از یک جدول مشبکی استفاده میکند. این شیوه در زمان قرون وسطی بهوجود آمده و در سرزمینهای مختلفی از آن استفاده میشد. امروزه نیز این روش در برنامهٔ درسی بعضی کشورها تدریس میشود.
💡 هرکه بی معشوق میگیرد قرار کی توان بر ضرب کردن اختصار