صورتحساب

لغت نامه دهخدا

صورت حساب. [ رَ ت ِ ح ِ / رَ ح ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ورقه ای که حساب کسی را در آن نویسند. کاغذی یا طوماری که ارقام بدهکاری و بستانکاری در آن ثبت شده. سیاهه.

فرهنگ معین

( ~. حِ ) [ ازع. ] (اِمر. ) نوشته ای که در آن بهای کالا یا خدمات خریداری شده ثبت شده است.

فرهنگ عمید

برگه ای حاوی مشخصات و قیمت کالای خریداری شده یا خدمات انجام شده، فاکتور.

فرهنگ فارسی

ورقه که حساب کسی را در آن نویسند
کاغذی که بدهکاری یابستانکاری کسی در آن نوشته شود، سیاهه

فرهنگستان زبان و ادب

[عمومی] ← برگ خرید

ویکی واژه

fattura

جمله سازی با صورتحساب

💡 مایندگیک تحت ساختار پیچیده‌ای از چندین شرکت در کشورهایی مانند جزایر ویرجین بریتانیا، کانادا، کوراسائو، قبرس، آلمان، ایرلند، لوکزامبورگ، موریس، هلند، بریتانیا و ایالات متحده آمریکا فعالیت می‌کند. که این ساختار برای اجتناب از پرداخت مالیات شرکتی است؛ با شرکت‌های صورتحساب در ایرلند، شرکت‌های تابعه در کوراسائو و دارایی‌هایی در قبرس و لوکزامبورگ، همه کشورهایی که به عنوان بهشت مالیاتی شناخته شده‌اند یا قوانین مالیاتی ضعیفی دارند. کانادا دارای معاهدات مالیاتی ویژه با لوکزامبورگ، مقر قانونی مایندگیک است به طوری که به عنوان یک شرکت تابعه کانادایی از پرداخت مالیات معاف است.