لغت نامه دهخدا
صلاح دید. [ ص َ ] ( مص مرکب مرخم، اِمص مرکب ) تجویز. مصلحت دیدن. صلاح جستن. صوابدید. رجوع به صلاح و صلاح دانستن و صلاح اندیشیدن شود.
صلاح دید. [ ص َ ] ( مص مرکب مرخم، اِمص مرکب ) تجویز. مصلحت دیدن. صلاح جستن. صوابدید. رجوع به صلاح و صلاح دانستن و صلاح اندیشیدن شود.
صلاح دیدن، مصلحت دیدن.
( مصدر ) مصلحت دیدن صلاح دیدن.
discrezione
💡 رسیدن به اجماع نیازمند توجه جدی به نظرات مطروحه هر یک از اعضای گروه است. وقتی که تصمیمی بر مبنای اجماع اتخاذ میشود، میبایست به صلاحدید اعضا در اقدامات بعدی نیز اعتماد کرد.
💡 اسم و کنیه او ابواسحاق ابراهیم بن حیکان بود و برخی میگویند نام پدرش نیز عثمان بود. در برخی منابع آمدهاست که زمانی که ابومسلم به محضر ابراهیم رفت، بنا به صلاحدید او، ابومسلم نامیده شده و نامش به نام عبدالرحمن بن مسلم تغییر پیدا کرد؛ این تغییر نام کنیه، پدیده ای بیسابقه نبودهاست.
💡 در این دو تیم به آندریاس بازی رسید و درخشش او موجب شد مورد توجه ژوزه مورینیو سرمربی منچستریونایتد قرار بگیرد و در سال ۲۰۱۸ با صلاحدید مورینیو به تیم منچستر یونایتد بازگردد. وی هماکنون در پست هافبک برای تیم منچستریونایتد با شمارهٔ ۱۵ بازی میکند و در ۱۷ اوت ۲۰۱۸ نیز به تیم ملی برزیل برای انجام دو بازی دوستانه دعوت شد
💡 طبق صلاحدید پدربزرگ خود سید محمدهادی حسینی میلانی راهی مشهد شد و در کلاس درس پدرش در حوزه علمیه مشهد شرکت کرد.