صحنه عملیات
مترادفها
محل عملیات، میدان عمل
ویکی واژه
بخشی از صحنۀ جنگ که فرمانده عملیات برای هدایت و اجرا یا پشتیبانی عملیات رزمی در منطقۀ جغرافیایی خاص تعیین میشود.
جمله سازی با صحنه عملیات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در همه جنگها، فرماندهان ضمن طرح حمله، فکر عقب نشینی و خروج از صحنه عملیات را هم میکنند. استراتژی خروج خودش یک علم است.
💡 نیروهای امدادگر به سرعت به صحنه عملیات رسیدند تا پس از وقوع حادثه شدید، مصدومان را از زیر آوار ساختمانهای فروریخته بیرون بیاورند و به بیمارستان منتقل کنند.
💡 پلیس برای بررسی بسیار دقیق علت وقوع جرم، تمام تجهیزات لازم را به صحنه عملیات برد تا با استفاده از تکنولوژیهای جدید، شواهد موجود را جمعآوری کند.
💡 در جریان نبرد در صحنه عملیات، سربازان با دقت بسیار زیاد و هماهنگی کامل با یکدیگر، توانستند موقعیت استراتژیک خود را در برابر دشمن حفظ نمایند.