فرهنگ معین
( ~. وَ قú ) [ ازع. ] (ص. ) عارف.
( ~. وَ قú ) [ ازع. ] (ص. ) عارف.
( صفت ) مردی بزرگ که در عهد و زمان بوجود او متبرک است صاحب زمان.
عارف.
💡 هزار جنس مرادم به وقت در گرو است دمی که صاحب وقتی دهد سراغ کجاست؟
💡 یک نفس بیش ندارد چه کند صاحب وقت هر چه دیگر همه حشوست و خیال آبادست
💡 شنو از صاحب وقت و زمان حال تحقق باشد آن بر جمع افضال
💡 نسیه کارِ مردِ صاحب وقت نیست هر که از خود برشکست از بت پرست
💡 بر او صاحب وقت آن زمان است که بر وقت خودش حکمی روانست