شيداسپ یا شیدسپ نامی کهن و اصیل ایرانی است که ریشه در فرهنگ و ادبیات حماسی ایران دارد و در داستانهای شاهنامه نیز از آن یاد شده است. این نام از دو بخش «شید» و «اسپ» تشکیل شده که «شید» به معنای خورشید، نور و درخشش و «اسپ» به معنای اسب است، بنابراین شیداسپ را میتوان «دارنده اسب درخشان» یا «کسی که اسبش همچون خورشید نورانی است» معنا کرد. در فرهنگ ایران باستان، اسب نماد قدرت، بزرگی و نجابت بود و به همین دلیل بسیاری از نامهای ایرانی با واژه «اسپ» ساخته میشدند. واژه شید نیز در زبان و ادبیات فارسی همواره نشانه روشنایی، زیبایی و شکوه بوده است و ترکیب این دو واژه، نامی باشکوه و حماسی پدید آورده است. در شاهنامه، شیداسپ نام چند شخصیت شناختهشده است که هر یک در روایتهای حماسی جایگاه ویژهای دارند. یکی از مشهورترین آنها شیداسپ، پسر گشتاسپ، از شاهزادگان کیانی است که در نبردهای ایران و توران دلاوریهای فراوانی نشان داد و سرانجام در راه دفاع از سرزمین خود کشته شد. شخصیت دیگری با این نام نیز در داستانهای حماسی دیده میشود که پس از مرگ کورنگ، پادشاه زابلستان شد و در روایتهای اسطورهای حضور یافت. وجود این نام در شاهنامه نشاندهنده اهمیت آن در فرهنگ و تاریخ اساطیری ایران است. شیداسپ از جمله نامهایی است که علاوه بر معنای زیبا، بار فرهنگی و حماسی عمیقی نیز دارد و یادآور پهلوانی، روشنایی و شکوه ایرانیان باستان است. به طور کلی، این کلمه نامی ایرانی و کهن است که مفهوم نور، قدرت و نجابت را در خود جای داده و در ادبیات حماسی ایران جایگاهی ماندگار دارد.
شیداسپ
لغت نامه دهخدا
شیداسپ. [ اَ ] ( ص مرکب ) ( از: شید، خور و مهر + اسپ، حیوان معروف ) یعنی دارنده اسب شیدور و درخشان و کسی که اسبش نور یا آفتاب باشد. ( از یادداشت مؤلف ) ( از فرهنگ ایران باستان ص 228 ) ( از لغات شاهنامه ).
شیداسپ. [ اَ ] ( اِخ ) پسر گشتاسب که در جنگ ارجاسب کشته شد. ( یادداشت مؤلف ). نام یکی از پسران گشتاسب. ( فرهنگ ایران باستان ص 228 ) ( لغات شاهنامه ). اما این انتساب بر اساسی نیست. رجوع به شیداسب و یشتها ج 2 ص 85 شود.
شیداسپ. [ اَ ] ( اِخ ) نام وزیر کیومرث شاه. ( لغات ولف ). وزیر طهمورث. ( فرهنگ ایران باستان ص 228 ). شیداسب. نام وزیر طهمورث. ( ناظم الاطباء ):
خنیده بهر جای و شیداسپ نام
نزد جز بنیکی بهر جای گام.( شاهنامه ج 1 ص 21 ).
فرهنگ فارسی
یعنی دارنده اسب شیدور و درخشان و کسیکه اسبش نور یا آفتاب باشد.
ویکی واژه
در شاهنامه او پیر مردی عابد و دیندار و بنیانگذار نماز و روزه است. همچنین او دستور یا وزیر تهمورث بوده و با ارشاد و راهنمایی او، تهمورث توانست بر دشمنان و دیوان زمان خود سیطره یابد.
جمله سازی با شیداسپ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گزیده به هر جای و شیداسپ نام نزد جز به نیکی به هر جای گام