شورش کردن

لغت نامه دهخدا

شورش کردن. [ رِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) عصیان و تمرد کردن. شور و غوغا کردن. انقلاب و آشفتگی برپا کردن. نافرمانی کردن. اظهار کراهت کردن:
ز شورش کردن آن تلخ گفتار
ترشروئی نکردم هیچ در کار.نظامی.

فرهنگ فارسی

نا فرمانی کردن اظهار کراهت داشتن

ویکی واژه

ribellarsi

جمله سازی با شورش کردن

💡 در سال‌های ۵۴۶ و ۵۲۰ پیش از میلاد مسیح، دو استان آشوریه یعنی ماد و آشورا علیه امپراتوری ایران شورش کردند. هرچند که شورش‌ها سرکوب شدند، اما این شورش‌ها نشان دهندهٔ اتحاد عمل این دو منطقه و شاید پیوند فرهنگی میان این دو باشد. با این حال این شورش‌ها می‌توانستند در جاهای مختلفی رخ دهند و حتی در سراسر میان‌رودان رخ دهند.

💡 در سال ۷۱۳ پنج استان اعم از هوباهنا به رهبری لنین شورش کردند، پادشاه را اخراج کردند و خراجی به آشوری‌ها پرداخت نکردند.

💡 در سال ۳۷۷ میلادی گوت‌های غربی شورش کردند به تراکیه حمله بردند و قسطنطنیه را تهدید به سقوط کردند. قیصر والنس به ناچار لشکریان خود را از ارمنستان فراخواند و به تراکیه فرستاد. او بار دیگر با شاپور به مذاکره پرداخت و نماینده‌ای نزد وی فرستاد تا حتماً بر سر ارمنستان به توافق برسند.

💡 همچنین آمده‌است که در زمان داریوش مصر رفاهیت داشته، اما در سال‌های آخر سلطنت داریوش، در مصر به‌واسطهٔ مالیات‌های گزاف، زارعین مصری شورش کردند.

گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز