لغت نامه دهخدا
شورابی. ( اِخ ) نام محلی کنار راه نیشابور و مشهد میان دیزبادو فخرداود، در 854800گزی طهران. ( یادداشت مؤلف ).
شورابی. ( اِخ ) نام محلی کنار راه نیشابور و مشهد میان دیزبادو فخرداود، در 854800گزی طهران. ( یادداشت مؤلف ).
{Ruppia} [زیست شناسی- علوم گیاهی] تنها سردۀ شورابیان که اغلب در آب های شور میروید؛ گل آذین آن بلند و نازک و راست یا اندکی پیچ خورده منتهی به دو گل ریز است و ساقۀ آن منشعب و بلند و برگ هایش اغلب سرنیزه ای است
شورابی ( Ruppia ) یک گیاه و تنها سرده از تیره شورابیان است و اغلب در آب های شور می روید؛ گل آذین آن بلند و نازک و راست یا اندکی پیچ خورده منتهی به دو گل ریز است و ساقه آن منشعب و بلند و برگ هایش اغلب سرنیزه ای است.
تیره شورابیان ( Ruppiaceae ) تیره ای از قاشق واش سانان است با یک سرده و حدود ده گونه که معمولاً در آبهای شور یا کم نمک می رویند و برگ هایشان نواری با غلافی در قاعده و گل هایشان ریز و بدون گلپوش است که در گل آذین خوشه ای انتهایی و کوتاه قرار می گیرند.
تنها سردۀ شورابیان که اغلب در آبهای شور میروید؛ گلآذین آن بلند و نازک و راست یا اندکی پیچخورده منتهی به دو گل ریز است و ساقۀ آن منشعب و بلند و برگهایش اغلب سرنیزهای است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وَ هُوَ الَّذِی مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ او آنست که فراهم گذاشت دو شاخ آب در دریا: هذا عَذْبٌ فُراتٌ این آبی سخت خوش وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ و این شورابی سخت تلخ وَ جَعَلَ بَیْنَهُما بَرْزَخاً و میان آن دو دریا جدایی ساخته، وَ حِجْراً مَحْجُوراً (۵۳) بستهای بازداشته.