فرهنگستان زبان و ادب
{flaming, flambage} [زیست شناسی-میکرب شناسی] مواجهۀ مختصر شیء با داغ ترین قسمت شعله به منظور سترون سازی سطح آن
{flaming, flambage} [زیست شناسی-میکرب شناسی] مواجهۀ مختصر شیء با داغ ترین قسمت شعله به منظور سترون سازی سطح آن
مواجهۀ مختصر شیء با داغترین قسمت شعله بهمنظور سترونسازی سطح آن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آتشت را هیزم فرعون نیست ورنه چون فرعون او شعلهزنیست