شرعت

لغت نامه دهخدا

شرعت. [ ش ِ / ش َ ع َ ] ( ع اِ ) شرعة. رجوع به شرعة شود.
شرعة. [ ش ِ / ش ُ ع َ ] ( ع اِ ) راه پیداکرده خدای بر بندگان در بندگی و راه روشن و راست. و منه قوله تعالی «: لکل ة جعلنامنکم شرعةً و منهاجاً» ( قرآن 48/5 ). ( از منتهی الارب ). راه. شریعت. شریعه. راه دین. ( مهذب الاسماء ). راه مسلمانی. ( دهار ). نهادِ دین. ( ترجمان علامه جرجانی ص 61 ). || زه. وتر. || زه کمان. ( مهذب الاسماء ). روده کمان. چلّه کمان. ( غیاث اللغات ). || رود که بزنند. ( مهذب الاسماء ). || دام مرغ سنگخوار. || مثل و مانندچیزی. ( منتهی الارب ). یقال: هذه شرعة هذه؛ این ماننداین است. ( از ناظم الاطباء ). ج، شِرَع. جج، شِراع.
شرعة. [ ش َ رَ ع َ ] ( ع اِ ) صفه مسقّف و پوشیده. ج،اشراع. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || کشتی. || رواق و پیش طاق. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(ش عَ ) [ ع. شرعة ] (اِ. ) ۱ - شریعت، سنت. ۲ - مثل. ۳ - راهی که به سوی آب رود. ۴ - عادت.

فرهنگ عمید

= شریعت

ویکی واژه

شرعة
شریعت، سنت.
مثل.
راهی که به سوی آب رود.
عادت.

جمله سازی با شرعت

💡 نه شرعت گفت کاینجاگه سوالست ز بعد صورتت بیشک وبالست

💡 که دارد زهره تا گوید سخن باز ز سرّ شرعت ای شاه سرافراز

💡 ز شرعت رخ نگردانم یکی دم که به زین من ندیدم در دو عالم

💡 ز شرعت جان و دل گردد هواللّه ببینی سرّ او اینجای ناگاه

💡 نه شرعت گفت از دنیا بشو دور تو ماندستی چنین درخویش مغرور

💡 زمانی بی شراب ناب منشین اگر چه حکم شرعت هست مانع

فصاحت یعنی چه؟
فصاحت یعنی چه؟
گولاخ یعنی چه؟
گولاخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز