سه‌گ

ویکی واژه

سگ

جمله سازی با سه‌گ

💡 آگهید از رگ جانم که چه خون می‌ریزد خون ز رگ‌های دل وسوسه‌گر بگشایید

💡 کیسه‌گاه زندگی از نقد جمعیت تهی‌ست خاک می‌باید شدن‌ گر آرمیدن آرزوست

💡 مخروش خواجه به‌کروفرکه ندارد اینهمه آنقدر دوسه‌گام آخر ازین‌گذر توگران قدم زن و پا سبک

💡 ز لعل او به خیالم سؤال بوسه‌گذشت هزار لب به عرق دادم از جواب حیا

💡 حجرهٔ آهنین نگر، حقهٔ آبگینه بین لعل در این و زر در آن، کیسه‌گشای زندگی