فرهنگ معین
(سَ بُ ) [ فر. ] (اِ. ) مظهر، نماد، نشانه ای که نمایانگر معنایی پنهان باشد، رمز (فره ).
(سَ بُ ) [ فر. ] (اِ. ) مظهر، نماد، نشانه ای که نمایانگر معنایی پنهان باشد، رمز (فره ).
نشانه، علامت، اشاره، رمز، نمونه، نماینده، نماد
( اسم ) ۱ - شئ یا موجودی که معرف موجودی مجرد و اسم معنی است نشانه علامت. ۲ - مظهر. ۳ - هر نشانه قراردادی اختصاری.
مظهر، نماد، نشانهای که نمایانگر معنایی پنهان باشد، رمز (فره)
simbolo
💡 در کودکی به همراه خانواده به حومهٔ پاریس نقل مکان کردند و آندره در آنجا به مدرسه رفت، با الهام از سمبولیستها آغاز به سرودن شعر کرد. وی پس از اتمام دوره متوسطه تحصیل در رشتهٔ پزشکی را آغاز کرد.
💡 سمبولیستها و پابلو پیکاسو در طول دوران آبی اش، از رنگ مایههای سرد ال گرکو و آناتومی فیگورهای زاهدانه او متأثر شد.
💡 موریس مترلینک شاعر و نویسندهای سمبولیست پر احساس و درامنویس برجستهای بود که در تئاتر غرب نفوذ و تأثیر فراوان به جا گذاشت از معروفترین نمایشنامههایش پرنده آبی است که در سال ۱۹۱۱ برنده جایزه ادبی نوبل شد او همچنین نویسنده مقالات فلسفی دلپذیر بود.
💡 اوگوستو دوس آنجوس (۱۹۱۴-۱۸۸۴) نیز مقام شایستهای در ادبیات برزیل دارد اما وی بیشتر رئالیست بود تا سمبولیست.
💡 «اتاقهای در بسته» نخستین مجموعهٔ شعر اسماعیل نوریعلاء اتفاقاً ربط چندانی به شعر موج نو نداشت؛ اگرچه انگیزهٔ پیدایش شعر متفاوتِ موج نو که مخالفت با سانتیمانتالیسم و سمبولیسم و روی آوردن به اشیا و روابط غیرمعمول روزمره بود، پشت سر اشعار او نیز دیده میشد.
💡 شاخهای اسکندر … سمبولیسمی متنوع داشتهاست. آنها او را به عنوان یک خدا، پسری از یک خدا، یک پیامبر و مبلغ باری تعالی، به عنوان چیزی که به نقش یک مسیح نزدیک میشود، و همچنین به عنوان پهلوان خدا، نشان میدهند. آنها او را به عنوان یک فاتح دنیا، که دو شاخ یا دو انتهای دنیا، سرزمینهای طلوع و غروب خورشید را، تحت استیلا درآورد، نشان میدهند …