لغت نامه دهخدا
سرلشکری. [ س َ ل َ ک َ ] ( حامص مرکب ) فرماندهی:
رعیت نوازی و سرلشکری
نه کاری است بازیچه و سرسری.سعدی.
سرلشکری. [ س َ ل َ ک َ ] ( حامص مرکب ) فرماندهی:
رعیت نوازی و سرلشکری
نه کاری است بازیچه و سرسری.سعدی.
درجه و رتبه سرلشکر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وه کز غرور دلبری وز غایت افسونگری سرداری و سرلشکری با زلف و مژگان میکند
💡 نهیب او ز سرلشکری برآرد گرد چو جنگ را تن تنها رود بلشکرگاه