سرخور

فرهنگ معین

(سَ ) (ص فا. ) آن که بدقدم است و اطرافیانش زود می میرند.

ویکی واژه

آن که بدقدم است و اطرافیانش زود می‌میرند.

جمله سازی با سرخور

💡 این کشور هنوز از آسیب‌های ناشی از جنگ داخلی دهه نود میلادی بهبود نیافته‌است. تلاش برای ایجاد تغییرات سیاسی در آن سال‌ها به دلیل دخالت نظامیان ناکام ماند و به سرخوردگی مردم انجامید.

💡 گفتم: سر زلف تو بسی سرخورده است گفتا: که بنه سرت گر اندر خورده است

💡 کیم هم جیم را سرزنش کرده و او را بیرون می‌کند. سپس پدر و مادرش می‌روند تا ادوارد سرخورده را پیدا کنند.

💡 در همین حین ری به همراه چوباکا و آر تو-دی تو به کمک فضاپیمای میلینیوم فالکون به سیاره آک-تو برای بازگرداندن لوک اسکای‌واکر برای کمک به مقاومت می‌روند. لوک سرخورده از شکست خود در آموزش کایلو رن به عنوان یک جدای است و تمایلی به آموزش ری ندارد. بدون توجه لوک، ری و کایلو از طریق نیروی ارتباط برقرار می‌کنند.

💡 سرخوردگی طولانی در میان اکثریت شیعه به دلیل سلطه دولت سنی، یک ریشه و علت اصلی اعتراضات بود، اما از اعتراضات تونس و مصر به عنوان الهام بخشی برای تظاهرات بحرین نام برده است.

مطیع یعنی چه؟
مطیع یعنی چه؟
گده یعنی چه؟
گده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز