سرحان واژهای در زبان فارسی و عربی است که معنای اصلی آن شیر بیشه است و نمادی از قدرت، شجاعت و برتری در میان حیوانات وحشی به شمار میآید. این واژه گاهی در کاربردهای ادبی و محاورهای به معنای گرگ یا گرگ درنده نیز به کار میرود و ویژگیهایی مانند جسارت، تیزهوشی و نترس بودن را تداعی میکند. در فارسی، سرحان به عنوان نام پسرانه نیز رایج است و انتخاب آن معمولاً برای القای مفاهیم شجاعت، قدرت و دلاوری است. معنای اصطلاحی سرحان در متون ادبی، نشانهای از قدرت طبیعی و برتری حیوانی است که به صورت استعاری به انسان یا شخصیتها نسبت داده میشود. این واژه در زبان و فرهنگ منطقهای، نمادی از صلابت و شجاعت نیز محسوب میشود.
سرحان
لغت نامه دهخدا
سرحان. [ س ِ ] ( ع اِ ) گرگ. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). گرگ درنده. ( غیاث اللغات ). ج، سراحین. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ). سِرحال:
در دشت و کوه و بیشه بهم شیرکی چرند
شیر و پلنگ و سرحان گور و گوزن و رنگ.سوزنی.- ذنب السرحان؛ صبح کاذب. فجر اول یا فجر کاذب را از آن جهت ذنب السرحان گویند که شبیه به دم گرگ باشد از حیث استطاله و باریکی. ( مفاتیح ).
|| شیر بیشه. || وسط حوض. ( منتهی الارب )( اقرب الموارد ).
فرهنگ معین
(س ) [ ع. ] (اِ. ) گرگ، ج. سراحین.
فرهنگ عمید
۱. ذئب، گرگ.
۲. اسد، شیر.
فرهنگ فارسی
گرگ، اسد، شیر، سراح وسراحین جمع
( اسم ) گرگ جمع: سراحین.
گرگ گرگ دنده یا شیر بیشه
فرهنگ اسم ها
اسم: سرحان (پسر) (فارسی) (تلفظ: serhān) (فارسی: سِرحان) (انگلیسی: serhan)
معنی: اسد، شیر
ویکی واژه
گرگ؛
سراحین.
جمله سازی با سرحان
💡 صعوه نیندیشد از مهابت شاهین بره نپرهیزد از شرارت سرحان
💡 و من عذار بیاض الشیب اذ نزلت ارتاع کالظبی من فهد و سرحان
💡 هنوز نا شده گرم چرا غزاله چرخ هنوز نا زده سر از افق دم سرحان
💡 ماری بادم و حیله بازی روباه موری با چنگ ترکتازی سرحان