حادثه به معنای سانحه، تصادف یا برخورد، به یک رویداد خارجی مشخص و قابل شناسایی اطلاق میشود که به طور ناگهانی و غیرقابل پیشبینی، در زمان و مکان خاصی رخ میدهد و بدون قصد قبلی اتفاق میافتد. این رویداد معمولاً بدون دلیل واضحی است، هرچند که اثرات مشخصی به همراه دارد. به طور کلی، یک حادثه میتواند منجر به نتایج منفی و ناگوار شود، اما با شناخت دلایل وقوع آن و انجام اقدامات مناسب پیش از وقوع، میتوان از بروز آن جلوگیری کرد. سانحه به رویدادی اطلاق میشود که در ارتباط با عملیات هواگردها اتفاق میافتد و به جز حوادث، میتواند بر ایمنی این عملیات تأثیر بگذارد یا پتانسیل تأثیرگذاری داشته باشد.
سانحه
لغت نامه دهخدا
( سانحة ) سانحة. [ن ِ ح َ ] ( ع ص، اِ ) مؤنث سانح. رجوع به سانح شود. || هر چیز ناپسند و موحش. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ عمید
۱. = سانح
۲. حادثه، واقعه، پیشامد.
فرهنگ فارسی
حادثه، واقعه، پیش آمد، مونث سانح
۱ - ( اسم ) مونث سانح. ۲ - هر چیز ناگهانی که بغته پدید آید. ۳ - واقعه حادثه.
فرهنگستان زبان و ادب
{accident} [حمل ونقل هوایی] رویداد ناگواری که به بروز صدمات جانی یا وارد آمدن آسیب جدی به هواگَرد منجر می شود
جمله سازی با سانحه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ۲۷ مارس ۱۹۶۸ پس از سقوط هواپیمای گاگارین، لئونوف به همراه هیئتی برای تحقیق به محل سانحه اعزام شد.
💡 تا ژوئن ۱۹۷۰ که اف-۱۰۰سیها از رده خارج شدند ۸۵ فروند آنها در اثر سانحه از بین رفته بود.