سبک مغز. [ س َ ب ُ م َ ] ( ص مرکب ) بیعقل و بی وقار. ( غیاث ) ( آنندراج ). سبک سر و سبکسار. ( مجموعه مترادفات ص 207 ). سفیه. ابله. کم خرد. احمق. جلف:
سبک مغزان بشور آیند از هر حرف بیمغزی
بفریاد آورد اندک نسیمی نیستانی را.صائب.خود ز سبک مغز و تندخوی چه خیزد
تا که شود کار ملک راست از ایشان.سیدنصراﷲ تقوی.
( ~. مَ ) (ص مر. ) سبکسر، سفیه، سبک عقل، کم خرد.
سبک سر، سفیه، ابله، سبک عقل، کم خرد: سبک مغزان به شور آیند از هر حرف بی مغزی / به فریاد آورد اندک نسیمی نیستانی را (صائب: لغت نامه: سبک مغز ).
بیعقل و بی وقار سبک سر و سبکسار سفیه ابله کم خرد احمق
سبکسر، سفیه، ابله، سبک عقل، کم خرد
سبکسر، سفیه، سبک عقل، کم خرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا چون درویشان توان با گاه گاهی ساختن از سبک مغزی است با زرین کلاهی ساختن
💡 می کند یک جانب از خوان تهی سرپوش را هر سبک مغزی که بر سر می نهد دستار کج
💡 دل به قدر عقل هر کس را اسیر غم شود چون سبک مغزی فزون شد سرگردانی کم شود
💡 می روند از جا سبک مغزان ز دنیای خسیس برگ کاهی کهربای حرص را بال و پرست
💡 هست در میزان بینش هر سبک مغزی گران برگ کاهی چشم را منع از پریدن می کند
💡 همچو کاغذ باد،گردون هر سبک مغزی که یافت درتماشاگاه دنیا می پراند بیشتر