سبنج

لغت نامه دهخدا

سبنج. [ س ِ ب َ ] ( اِ ) چوب قلبه باشد، و آن چوبی است درازکه بر یک سر آن گاوآهن را نصب کند و سر دیگر آن را بر یوغ بندند و زمین را شیار کنند، و یوغ چوبی است که بر گردن گاو نهند. ( برهان ) ( آنندراج ):
چون یکی گاو سُروزن شده ای
جسته از یوغ و از آماج و سبنج.سوزنی ( از حاشیه برهان قاطع ).رجوع به سپنج شود.
سبنج. [ س َ ب َ ] ( اِخ ) قریه ای است از قراء ارغیان. ( معجم البلدان ).

فرهنگ معین

(س بَ ) (اِ. ) چوبی دراز که بر یک سر آن گاوآهن نصب کنند و سر دیگر آن را بر یوغ بندند و زمین را شیار کنند، چوب قلبه.

فرهنگ عمید

چوبی دراز که برای شیار کردن زمین به یوغ بسته می شود و در وسط دو گاو قرار می گیرد و سر آن که آهن شیار است به زمین فرو می رود، قلبه.

فرهنگ فارسی

( اسم ) چوبی دراز که بر یک سر آن گاو آهن نصب کنند و سر دیگر آن بر یوغ بندند و زمین را شیار کنند چوب قلبه.
قریه ایست از قرائ ارغیان

ویکی واژه

چوبی دراز که بر یک سر آن گاوآهن نصب کنند و سر دیگر آن را بر یوغ بندند و زمین را شیار کنند؛ چوب قلبه.

جمله سازی با سبنج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ارغیان ناحیه ای از نواحی نیشابور می‌باشد که مشتمل بر چندین قریه مانند سبنج، بان، راونیر که روستاهای آن به دلیل جماعتی از اهل علم که به آنجا نسبت می‌دهند شناخته شده‌است.

ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز