لغت نامه دهخدا
زوجی. [ زَ / زُو] ( ص نسبی ) منسوب به زوج و منکوح. ( ناظم الاطباء ).
زوجی. [ زَ / زُو ] ( ص نسبی ) زَوجیّه. منسوب به ازدواج و نکاح. ( ناظم الاطباء ). رجوع به دزی ج 1 ص 611 شود.
زوجی. [ زَ / زُو] ( ص نسبی ) منسوب به زوج و منکوح. ( ناظم الاطباء ).
زوجی. [ زَ / زُو ] ( ص نسبی ) زَوجیّه. منسوب به ازدواج و نکاح. ( ناظم الاطباء ). رجوع به دزی ج 1 ص 611 شود.
زوجیه ماخوذ از تازی منسوب به ازدواج و نکاح.
💡 اما در رابطههای پنهانی، زوجین در تلاش هستند، با حفظ پایداری و امنیت خانواده، آزادی و خودمختاری را هم داشته باشند؛ و این رابطه و وابستگی ناممکن، باعث ایجاد چالشی بزرگ در زندگی آنها میگردد.
💡 در سال ۲۰۱۳، کامپچه اتحادیههای مدنی را که به زوجین چندین حق و مزایای ازدواج را اعطا میکند، قانونی کرد.
💡 یا عدد صحیحی که ۲ را عاد نکند فرد است (در حالت کلی تر اگر این عدد صحیح هیچ عدد زوجی را عاد نکند فرد است)
💡 ازدواج در ژاپن یک اصل حقوقی و اجتماعی در ایه (نظام خانوادگی ژاپن) است. زوجین پس از تغییر وضعیت در برگههای ثبتنام خانوادگی خود، بدون نیاز به مراسمی، از نظر قانونی ازدواج میکنند. بیشتر عروسیها یا طبق سنتهای شینتو برگزار میشوند یا در کلیساها طبق سنت ازدواج مسیحی برگزار میشوند.
💡 فِیهِنَّ ای فی الجنان و قیل فی الفرش قاصِراتُ الطَّرْفِ یعنی الحواری قصرن اعینهن علی ازواجهن فلا یطمحن الی غیرهم و تقول لزوجها و عزة ربی ما اری فی الجنة شیئا احسن منک، فالحمد للَّه الذی جعلک زوجی و جعلنی زوجک.