اسم پسرانه زهیر یک نام عربی است که به درخت پر شکوفه و شکوفایی اشاره دارد. این نام میتواند به فرد احساس خاص بودن و ارزشمندی بدهد و او را به عنوان شخصیتی شاداب و امیدوار در جامعه معرفی کند. انتخاب این نام نمایانگر توجه به زیباییهای زندگی و اهمیت رشد و شکوفایی در زندگی است.
معانی اسم
درخت پر شکوفه: زهیر به معنای درخت پر شکوفه است. این تصویر به زیبایی و سرزندگی طبیعت اشاره دارد و نشاندهنده جوانی، شادابی و باروری است. درختانی که پر از شکوفه هستند، نماد امید و زندگی هستند و به فردی که این نام را دارد، احساس سرزندگی و نشاط میدهند.
شکوفه دار: زهیر همچنین به معنای شکوفه دار نیز به کار میرود. این ویژگی به فرد یادآوری میکند که باید در زندگی به دنبال رشد و شکوفایی باشد و همیشه در تلاش برای رسیدن به بهترینها باشد. شکوفهها معمولاً نمایانگر زیبایی و طراوت هستند و این نام میتواند به فرد القا کند که باید به زیباییهای زندگی توجه کند و آنها را در زندگیاش پرورش دهد.
نماد زندگی و زایش
با توجه به اینکه شکوفهها نشانه آغاز فصل جدیدی از زندگی هستند، نام زهیر میتواند نماد زندگی و زایش باشد. این نام میتواند به فرد یادآوری کند که هر فردی میتواند در هر دورهای از زندگی خود دوباره شکوفا شود و به سوی موفقیت و رشد حرکت کند.
زهیر. [ زَ ] ( ع ص ) شکوفه دار و درخت پرشکوفه. ( غیاث ) ( آنندراج ).
زهیر. [ زَ ] ( ع ص ) لاغری بواسطه بیماری. || غمناک و دلگیر. ( ناظم الاطباء ). به هر دو معنی رجوع به اشتینگاس شود.
زهیر. [ زَ ] ( اِخ ) نام پهلوانی ایرانی. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ) ( از فهرست ولف ):
سر مایه و پیشروشان زهیر
که آهو ربودی ز چنگال شیر.فردوسی ( شاهنامه چ بروخیم ج 5 ص 1280 ).
زهیر. [ زُ هََ ] ( اِخ ) ابن ابی سلمی ( 530 - 627 م. ). شاعر عرب در دوره جاهلیت و از اصحاب معلقات. وی در وصف دقیق و تنسیق کلام متین بود و از مشهورترین شعرای عصر خود به شمار می رفت. او را دیوانی است و یکی از سه شاعر متقدم عرب است و آن دو دیگر امروءالقیس و نابغه ذبیانی اند. خلقی عالی و منزلتی بزرگ و ثروتی فراوان داشت. اغلب خویشاوندانش از جمله پدر و خال و خواهر و... او شاعر بودند و اشعار او در روح عرب تأثیرفراوان داشت و در نزد امراء ذبیان خصوصاً هرم بن سنان و حرث بن عوف مقرب بود... زهیر به تهذیب و تنقیح اشعار خود اهتمام داشت تا آنجا که قصاید وی به «حولیات » معروف گردیده است، زیرا هر قصیده را در چهار ماه تنظیم می کرد و چهار ماه آنرا بر شعراء دیگر عرضه می داشت و بدین طریق اشعارش در غایت روانی و جودت و با پند و موعظه آمیخته بود و از بکار بردن الفاظ سست و لغو احتراز می کرد. معلقه وی با این بیت آغاز میشود:
«اء مِن ام اوفی دمنة لم تکلم
بحومانة الدراج فالمتثلم »:
صلصل خواند همی شعر لبید و زهیر
نارو راند همی مدح جریر و خثم.منوچهری.با خط ابن مقله و با حکمت زهیر
با حفظ ابن معتز و با صحبت ابی.منوچهری.یکی همچون جمیل آمد دوم مانند بثینه
سدیگر چون زهیر آمد چهارم چون ام اوفی.منوچهری ( دیوان چ دبیرسیاقی ص 133 ).رجوع به البیان و التبیین و امتاع و روضات و الموشح و شدالازار و اعلام زرکلی و المعرب جوالیقی و عقد الفرید و المرصع و امتاع ص 494 و تاریخ گزیده و معجم المطبوعات شود.
زهیر. [ زُ هََ ] ( اِخ )ابن اقمر، مکنی به ابوکثیر. رجوع به ابوکثیر شود.
زهیر. [ زُ هََ ] ( اِخ ) ابن القین البجلی. یکی از اصحاب امام حسین ( ع ) که در واقعه روز عاشورا به شهادت رسید. ( از یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 46 و 51 و 53 شود.
ابن جناب بن هبل حمیری خطیب شاعر طبیب و عراف دوره جاهلیت عرب.
ابن هند العدوی
اسم: زهیر (پسر) (عربی، فارسی) (تاریخی و کهن، طبیعت) (تلفظ: zohayr) (فارسی: زهَيْر) (انگلیسی: zohayr)
معنی: درخت پر شکوفه، از شخصیتهای شاهنامه، شکوفه دار و درخت پر شکوفه، ( اَعلام ) ) نام یکی از شهدای کربلا، ) زهیر ابن ابی اسما [حدود میلادی] شاعر عرب، که یکی از معلقات به او منسوب است و او را یکی از سه شاعر بزرگ عرب جاهلی شمرده اند، نام دلاوری ایرانی در سپاه کیخسرو پادشاه کیانی
زهیر (جمع زهیرها)
چیزی یا کسی که وقتی برای اولین بار با آن ارتباط پیدا می کنیم کم کم فکر ما را اشغال می کند، تا جایی که نمی توانیم به چیز دیگری فکر کنیم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اقیصر از بتهای عرب پیش از اسلام بودهاست که قبایل قضاعه، لخم، عامله و غطفان بوده، که در حدود شمالی عربستان در نزدیکی شام، پرستشگاه و بتخانه داشتهاست. زهیر بن ابیسلمی و شنفره از شاعرانی هستند که دربارهٔ این بت شعر سرودهاست.
💡 برون ز خشم و شره نیست هیچ باعث طبع سواد را به زبیر و گلاب را به زهیر
💡 در زمان عثمانی، این شهر یک امارت خود مختار بود که توسط یک امیر (یا شیخ) از خانواده های نجدی اداره می شد، مانند خانواده های آل زهیر، آل مشاری و آل ابراهیم. امارات زبیر همچنین مانند سایر امارات تحت نفوذ امپراتوری عثمانی خراج خود را پرداخت می کرد.
💡 سپس با زهیر گزین گفت شاه تو لختی بمان پیش روی سپاه
💡 زهیر دلاور به او زد خروش که ای اهرمن خوی ناپاک هوش