روایتی
مترادفها
حکایتی، داستانی، نقلشده
فرهنگستان زبان و ادب
{narrative} [سینما و تلویزیون] ویژگی متنی که نقل یک یا چند رویداد است و از دو عنصر داستان و پِی رنگ تشکیل شده است
جمله سازی با روایتی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 یوسف شاه که به روایتی برادر علاالدوله، و به روایت دیگر پسرش، بعد از او شاه شد.
💡 حدیث اول نوری که بی خلاف درستست روایتی است که از راویان معتبر آمد
💡 کنون روایتی از معجزات او بشنو که تازه میشود از استماع او دل و جان
💡 از حبس من به هر شهر اکنون مصیبتی وز حال من به هر جا اکنون روایتی
💡 افضلالدین کاشانی ملقب به بابا افضل مرقی معروف به باباافضل کاشی یا باباافضل کاشانی (متوفی ۶۶۷ ق/به روایتی آغاز قرن هفتم) شاعر و عارف ایرانی اهل کاشان بودهاست.
💡 شود به فتوی خط تو خون حسن مباح اگر به روی تو بر گل روایتی برسد
💡 مورخان معتقدند که این روایتی که از وقایع جنگ شنیده میشود، ممکن است با واقعیتهای تاریخی کمی متفاوت باشد و نیاز به بررسی منابع دیگر دارد.
💡 نویسنده در کتاب جدید خود سعی کرده است تا یک روایتی متفاوت و جذاب از زندگی روزمره مردم در دوران باستان ارائه دهد که بسیار تأثیرگذار است.
💡 شنیدن این روایتی قدیمی از زبان پدربزرگ، باعث شد تا تمام اعضای خانواده برای ساعتها به صحبت درباره خاطرات و سنتهای فراموش شده بپردازند.