دیپورت

فرهنگ معین

(پُ ) [ انگ. ] (اِمص. ) رفتار کردن، سلوک کردن، از کشور میزبان اخراج کردن.

ویکی واژه

رفتار کردن، سلوک کردن، از کشور میزبان اخراج کردن.

جمله سازی با دیپورت

💡 از باشگاه‌هایی که در آن بازی کرده‌است می‌توان به باشگاه فوتبال آلیانزا لیما، باشگاه فوتبال دپورتیوو مونیسیپال، و باشگاه ورزشی دیپورتیوو کالی اشاره کرد.

💡 از باشگاه‌هایی که در آن بازی کرده‌است می‌توان به باشگاه فوتبال دانوبیو، باشگاه فوتبال ناسیونال اروگوئه، لیل، باشگاه فوتبال دانوبیو، باشگاه فوتبال لیورپول (مونته‌ویدئو)، و باشگاه فوتبال دیپورتیوو ناسیونال اشاره کرد.

💡 چندین دانشجوی دیپورت شده گفته‌اند در فرودگاه از سوی مأموران به دلیل محل گذراندن خدمت اجباری سربازی مورد سؤال قرار گرفته و به ارتباطات با نهادهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی متهم شده‌اند.

💡 از باشگاه‌هایی که در آن بازی کرده‌است می‌توان به باشگاه فوتبال مکابی تل آویو و باشگاه ورزشی دیپورتیوو کالی اشاره کرد.

💡 از باشگاه‌هایی که در آن بازی کرده‌است می‌توان به باشگاه اتلتیکو ایندپندینته و باشگاه ورزشی دیپورتیوو کالی اشاره کرد.

💡 اندکی قبل از اینکه عفو مشروط شامل حال هیتلر شود، دولت باواریا سعی کرد او را به اتریش دیپورت کند. صدر اعظم فدرال اتریش با استدلالی مبنی بر اینکه حضور هیتلر در ارتش آلمان باعث شده تابعیت اتریشی او بی‌اعتبار شود، درخواستشان را رد کرد. هیتلر در جواب به تاریخ ۷ آوریل ۱۹۲۵ از تابعیت اتریشی خود دست کشید.