دل پاک

لغت نامه دهخدا

دل پاک. [ دِ ل ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) دل روشن و بی غل و غش و دور از و ناراستی:
بزرگ امید گفت ای پیش بین شاه
دل پاکت ز هر نیک و بد آگاه.نظامی.
دل پاک. [ دِ] ( ص مرکب ) پاکدل. که دلی پاک دارد. که قلبی صاف دارد. با دلی صافی. با ضمیر تابناک و دور از آلودگی.

فرهنگ فارسی

پاکدل. که دلی پاک دارد.

فرهنگ اسم ها

اسم: دل پاک (دختر) (فارسی) (تلفظ: del pāk) (فارسی: دلپاک) (انگلیسی: del pak)
معنی: آنکه دلی پاک دارد، قلب صاف، ضمیر تابناک و دور از آلودگی، ( به مجاز ) عاری از صفت های ناپسند، صادق و صمیمی

ویکی واژه

دل+پاک
دل روشن و بی‌غل و غش و دور از کژی و ناراستی.

جمله سازی با دل پاک

💡 دو قرصه، کناری وند دل پاک و جان همه گفتمی از دلیر مردمان

💡 یارب به صفوت دل پاکش که ساخته ست عکس فروغ ذات تو مشکات انورش

💡 آب گردد چو آبگینه گداخت در دو عالم حساب دل پاک است

💡 دم کلک تو اخبار ضمیر خلق را راوی دل پاک تو اسرار رموز غیب را ملهم

💡 ظاهر و باطن باطن همه عقل و دل پاک پدر و مادر این نه صدف و چار گهر

💡 با دل پاک مرا جامهٔ ناپاک رواست بد مر آن را که دل و دیده پلیدست و پلشت