خر کردن

لغت نامه دهخدا

خر کردن. [ خ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خر کردن کسی؛ با تملق او را فریفتن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
- امثال:
خرش کن بارش کن. ( از امثال و حکم دهخدا ).

فرهنگ معین

(خَ. کَ دَ ) (مص م. ) فریب دادن، فریفتن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) فریب دادن فریفتن.

ویکی واژه

فریب دادن، فریفتن.

جمله سازی با خر کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اندر آن وقت ‌که بر لوح قلم رفت همی فخر کردند به پیروزی او لوح و قلم

💡 خسروا در وصف جودت گرچه از فکر من است خاطری دارم که دریا را صخر کردن توان

💡 دولت از داد و دهش باشد تفاخر کردنی چون سعادت میدهد، بال هما، فر هماست

خدمتکار یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز