خبرگی

خبرگی به معنای خبره بودن و داشتن دانش و مهارت کافی در یک زمینه خاص است که فرد را قادر می‌سازد به طور دقیق و مؤثر در آن حوزه عمل کند. این حالت نتیجه تجربه، آموزش و مطالعه مداوم است که باعث می‌شود فرد به خوبی با جزئیات و نکات مهم یک موضوع آشنا باشد.

خبرگی به معنای بااطلاعی کامل از امور و داشتن شناخت عمیق نسبت به مسائل مختلف است که می‌تواند در تصمیم‌گیری‌ها و انجام کارها نقش مهمی ایفا کند. افراد خبره به عنوان کارشناسان در زمینه‌های تخصصی شناخته می‌شوند و دیگران برای مشاوره و راهنمایی به آن‌ها مراجعه می‌کنند.

این حالت، علاوه بر دانش نظری، شامل تجربه عملی نیز می‌شود که باعث می‌شود فرد بتواند مشکلات را به خوبی شناسایی و حل کند. خبرگی در هر حوزه‌ای می‌تواند ارزشمند باشد؛ از علوم طبیعی و مهندسی گرفته تا هنر، پزشکی و مدیریت.

مترادف‌ها

مهارت، تخصص، آزمودگی

متضادها

بی‌تجربگی، ناآزمودگی

لغت نامه دهخدا

خبرگی. [ خ ُ / خ ِ رَ / رِ ] ( حامص ) حالت خبره بودن. بااطلاعی از امری. باخبری از چیزی. کارشناسی. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

حالت خبره بودن با اطلاعی از امری

جمله سازی با خبرگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 زین قبیل است علم‌های جهان خبرگی باید ازکهان و مهان

💡 نیز گاهی سری تکان دادی خبرگی‌های خود نشان دادی

💡 همه کرده به خبرگی‌اش قبول سخنش حق و کرده‌اش مقبول

💡 مدیریت یک پروژه بزرگ و حساس نیازمند خبرگی و تجربه بسیار زیادی است که تنها از طریق سال‌ها فعالیت مداوم در آن حوزه به دست می‌آید.

💡 او با توجه به خبرگی و دانش عمیقی که در زمینه معماری سنتی دارد، توانست طرحی بسیار زیبا و در عین حال کاربردی ارائه دهد.

💡 برای انتخاب بهترین فرد جهت تصدی این پست حساس، باید به خبرگی و سوابق کاری او در محیط‌های بین‌المللی توجه بسیار ویژه‌ای داشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران