لغت نامه دهخدا
( آبخورش ) آبخورش. [ خوَ / خ ُ رِ] ( اِ مرکب ) در تداول عامه به معنی نصیب و قسمت.
- آب خورش کسی از جایی کنده شدن؛ از آنجای کوچ کردن و رفتن او.
( آبخورش ) آبخورش. [ خوَ / خ ُ رِ] ( اِ مرکب ) در تداول عامه به معنی نصیب و قسمت.
- آب خورش کسی از جایی کنده شدن؛ از آنجای کوچ کردن و رفتن او.
( آبخورش ) (خُ رِ ) (اِمص. ) (عا. ) نصیب، قسمت.
( آبخورش ) ( اسم ) نصیب قسمت. یا آب خورش کسی از جایی کنده شدن. از آنجا کوچ کردن و رفتن وی.
در تداول عامه یعنی نصیب و قسمت
آب خورش
نصیب، قسمت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سیستم آب شیرینکن با دستگاه تصفیه آب خورشیدی از نظر ساختمان به دو روش مستقیم و غیرمستقیم تقسیم میشود. در روش مستقیم فقط از انرژی حرارتی خورشیدی استفاده میشود در حالی که در روش غیرمستقیم از انرژی برق و انرژی حرارتی خورشید به عنوان انرژی کمکی استفاده میشود.
💡 آتش نهاد و خیره بود در میان آب خورشید رنگ و تیره از او جان جانور
💡 آب خورشید و مه اکنون برده شد کو بر فروخت در خم زلف از برای عاشقان قندیل را
💡 فشاندی برخ آب خورشید را بر آوردی از خواب جمشید را
💡 خاک قدم تو، آب خورشید بَرَد باد سخطت، کلاه جمشید برد
💡 خری که آب خورش زیر ناودان عصیر علف عصاره ثکبی و بخشم و شوشو